خرید بک لینک

شب دوم هست که به طور عجیبی دلتنگتم .

بغض کردم و چند قطره اشک

هر سال هرسال این روزا پیشت بودم

سالها قبل دوران ارشد هم همسایت بودم

همسایه

دلتنگتم خیلی زیاد

یادمه بعضی سحرها نزدیک اذان صبح میومدم خونت اونجا نماز می خوندم

همه ی اتاق ها و حیاط ها رو بلد شده بودم

هر هفته هر روز گاهی میومدم

در خونت همیشه باز بود

یاد این افتادم که یک سحر از گلهای بالای خونت که خشک می کردن و به تعداد کمی ادما پخش می کردن. به همه نمیرسید.

به من تو صف شلوغ رسید. و چند سال نگهشون داشتم حتا یک گلبرک کوچک به بعضیا هدیه دادم.

همیشه تو مسیر که میومدم یه ذکری می گفتم.

امشب دیدم نیومدم هنوز ولی دلم اومده در خونه شما

باهات از دور حرف زدم

برات یک تسبیح صلوات فرستادم

دلتنگتم

همسایه قدیمی

امام رضا ازت خواستم

برای همه مردم دعا کنی

برای همسایت دعا کنی

طور سینین:

همه چیزو در سحرها میدن

همه دعاها و حاجات سحرها براورده میشه

نماز صبح خیلی خیلی خیلی مهمه

ادم بعد از مدتی ساعت گذاشتن عادت می کنه و راحت بیدار میشه

همه روزی ها و برکت های خاص و معجزه ها و براورده شدن دعاها در سحرها و نماز صبح و نافله صبح و عبادات نیمه شب هست

مثل دعای رفتن به حج بدون ثبت نامم

ادم بعد از مدتی ساعت گذاشتن عادت می کنه و راحت بیدار میشه

اصلا از متفاوت بودن هم نباید خجالت کشید

برچسب: نویسنده: سینا قربانی تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 21:06

صفحه بندی