موضوعی که میخوام بنویسم وقتی هست که داشتم با دوست باسواد و صاحب نظرم صحبت می کردم.
از جامعه ها و کشورها و فرهنگ ها و کتاب هاش برام گفت. از سفرهایی که رفته بود و دنیا دیده بود. فرهنگ های مختلف رو از نزدیک لمس کرده بود و با ادمای زیادی برخورد داشت.
از رسانه ها حرف زدیم و بهش گفتم وبلاگ دارم ولی محیط خصوصی مو که بدون سانسوره ادرسشو بهت نمیدم و اون خیلی راحت پذیرفت.
برام جالب بود رفتارش
خیلی متفکر و اندیشمند هست و من خیلی کم پیش میاد ببینمش چون ایران نیست. هر وقت میبینمش هزارتا چیز ازش یاد می گیرم.
وقتی از ادرس ندادن وبلاگم بهش گفتم خیلی از رک بودنم خوشش اومد و تحسینم کرد.
بهم گفت این حقه توعه و حریم شخصیه توعه.
گفت من درک نمیکنم چرا بعضی افراد میان با ادمایی که فالوور پیچی هستن، درخواست میدن و اشنا میشن یا کامنت میذارن. همین طور وبلاگ و بقیه رسانه های اجتماعی.
میگفت این یعنی داری به حریم شخصی کسی تعرض میکنی و خودتم از کارت که چقدر سطح پایین و زننده است خبر نداری.
مثلا میری فالورای اینستاگرام دوستتو فالو میکنی! فالورایی که پیج شخصی هستن و یک شخص حقیقی داره ادارش میکنه ...
همین طور کامنت گذاشتن برای دوستان شخصیه یک پیج. یعنی تعرض به حریم شخصی و تجسس.
چقدر خوب گفت . لازم بود این هارو بیشتر بدونم گرچه همیشه حفظ حریم شخصی پیج های دیگران برام مهم بوده
اینکه آدرسی رو داشته باشی و بری برای کامنت هایی که متعلق به اون پیج هست کامنت بذاری یا فالووراش رو فالو کنی که حریم شخصیه اونه چقدر زننده است. به حرفاش فکر کردم
اینها به سواد رسانه و استفاده از رسانه ها مربوط میشه که آگاهی درست رو اکثرا ندارن و اغلب باعث ناراحتی و ازار مسوول پیج اصلی میشه.
هر وقت با این دوستم حرف میزنم صد تا چیز جدید یاد میگیرم و یا دوباره برام تلنگر محسوب میشه و باید همیشه تجدید نظر کنم روی خیلی مسایل و خداروشکر که شخصیت انعطاف پذیری دارم.
هوا بارونیه صداشو میشنوم.
فردا دوس دارم برم کوه
ببینم کدوم کوه صدام میزنه
برچسب:
نویسنده: سینا قربانی