خرید بک لینک
مطمینم کار خودش بود.

وقتی بعد از تموم شدن امتحانای پایان ترمم همه ی غم های دنیا ریخت تو دلم.

اون صدام کرد.

رفتم خونش. و هزارتا جایزه بهم داد که بهم بگه اگه کسی کنارت نیست من هستم.

از هتل کنار خونش تا دعوت شدنم به سفره ی غذای خونش .

از کیف چرم که اون خواست هدیه بگیرم. از ساعت و گوشواره. و بلیط.

و زودتر از همیشه اسباب ترم بعدم رو اماده کرد.

اون منو می شنوه.

همش کار خودش بود.

می خواست شادم کنه.

من می شناسمش.

برچسب: نویسنده: سینا قربانی تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 4:32

صفحه بندی