خرید بک لینک
چند روز خونه بودم. هر از گاهی هم گریه کردم. یه روز رفتم تا سر کوچه سوپر مارکت خرید کنم...اینترنتی هم نمیشد تکمیل بود.یک ساعتی بیرون بودم. مردم اکثرا بی ماسک بودن. دستکش داشتن.خلاصه موقع برگشتن هوای تهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا قربانی تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 21:06

اون عاشق ما هستدلش برامون خیلی خیلی تنگ شدهما تعیین می کردیم ما دستور میدادیم بدون اینکه بدونیم جایگاهمون چیهو فقط ازش می خواستیم و بدون اینکه کوچکترین کارایی که ازمون خواسته انجام بدیم.یا سهل انگاریادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا قربانی تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 21:06

شناختن و تلاش برای شناختن بیشتر همیشه هم خوب نیست. چون وقتی بشناسی دیگه مجبوره بعضی چیزا رو ازت مخفی کنه.خب نمیتونه دیگه واقعی تر رفتار کنه چون تو اسمش رو می دونی. موقعیت اجتماعی شو میدونی و حالا خیلیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا قربانی تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 21:06

از کجا امد برای از قبل تعیین شده ها این سوال مضحکهبا وجود اینکه ظاهر افراد و نزدیک بودن به موقعیت اجتماعیم برام بسیار اهمیت دارهگاهی از پیش تعیین شده ها میان و فرمول ها رو بهم می زننخلوص و یکرنگی انهاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا قربانی تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 21:06

قلب حرم خداستیکی گفت قلب حرم ایمه است. وقتی نتونی بری زیارتشون و به یادشون بیوفتی، اونا میان دیدارت.قلب حرم خداست خدایا شکرتهمین که بنده ی تو هستمبرای من کافی ست.خدایا به قلبم بیاروشنش کن همیشهیقین داادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا قربانی تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 21:06

شب دوم هست که به طور عجیبی دلتنگتم . بغض کردم و چند قطره اشکهر سال هرسال این روزا پیشت بودم سالها قبل دوران ارشد هم همسایت بودمهمسایهدلتنگتم خیلی زیادیادمه بعضی سحرها نزدیک اذان صبح میومدم خونت اونجا ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا قربانی تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 21:06

خیلی خیلی قشنگهسالی با عشقولی غم های عاقلانه هم دارهکه مثل زنجیر چسبیدن بهتدونستن خیلی بدهعقل همیشه جلوتره ازممیگم خدایا اینا کی ان اخه با من روبرو می کنیتو که می شناسی میدونی منواز جاده ها رد شدیماز ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا قربانی تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 21:06

یه لحظه فکر کردم خونم مسجدهتو خونم عطر پیچیدوقت سحر بطور ناگهانیعطر یاد مسجد خودمونیه قبا ...عطر بقیع موقع خداحافظی ...عطر صف اول مسجد کوفه که تو خونه ی خودمونی نماز کامل بود...خدایا راهی که تو اونجا ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا قربانی تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 21:06

خستگی های لذت بخشه غمگین...آخرین شب امتحان.ممنونم کاغذهایی که بیشتر صدام زدین و کاغذهایی که کمتر...عاشق همتونمچلچراغ زندگییکی پر نور تر یکی کم نورترباید بهشون توجه کنم.بعد از امتحانات تصمیمای بزرگی دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا قربانی تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 12:22

کارهام مونده . بعد از امتحانات دو تا کار عملی مونده که باید تحویل بدم.دلم یه زمان طولانیه خالی از سکنه می خواد که بیام هزار صفحه یک نفس بنویسم.امروز رفتم به خیابونی که تابحال صدام نزده بود.ورشو. چقدر ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا قربانی تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 12:22

مرا تو بی سببی نیستی

.

اگر کتاب و کتاب فروشی و مهربانی نبود ....گربه ها از سرما به کجا پناه بیاورند

ادبیات یعنی زندگی

ادیت ش کن و یک نسخه پی دی اف نهایی کن بفرست بدم یک ناشر

so, be careful

برچسب: نویسنده: سینا قربانی تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 12:22

توی بند بند انگشتام هزارتا کلمه هست که خشک شدن از بس ننوشتمفکر می کردم شاید همه ی مردم دنیا همه شون تو قلبشون آرزویی مشترک کردن. از تنهایی از شرایطی سخت از نا امیدی... بعد خدا جواب همه ی مرد دنیا رو دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا قربانی تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 12:22

حس اخرین لحظه های زندگیحس بودن یا نبودن چقدر خاصهادم دلش میخواد هنوز تا می تونهبه بعضی ادما بگه چقدر دوسشون دارهبعضیا رو بغل کنه دستشونو بگیرههرچی پس انداز حتا کم داره برداره کمک کنه بره سفر جاهایی روادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا قربانی تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 12:22

از اون برنامه هایی که زمان بدون سوال از تو و برنامه ها و فکرت خودش برات میریزه اصلا اجازه کنسل کردن بهت نمیده.تورو تو راهش قرار میده و تا به خودت میای می بینی چاره ای نداری جز اجراش.ساعت 12:50 از لحظهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا قربانی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 0:33

6:40 دقیقه صبح.پارک وی سر چمران/7 به سمت توچال.ایستگاه اول آسون.کوله پشتی سبک تو برای من.کوتاه کردن بند کوله.مسیر ایستگاه دوم سخت. باتوم های بنفش کم رنگ تو در دست من و زمین.کوهه سه شنبه صبح، خالی ازادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا قربانی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 0:33

صفحه بندی